...

یکشنبه 2 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 12:15 ق.ظ

سلام
امیدوارم همه خوانندگان قبلی وبلاگ من ( خصوصی ترین خاطرات من) این کامنت رو بخوانند ( خانمی عزیز که الان ریش و قیچی وبلاگ من دست توست لطفا این کامنت رو توی یک پست جدید بذار بی زحمت )
اول: عذر می خوام. شرمنده ام به دلیل بی خبر رها کردن وبلاگ. شرمنده همه هستم و جدا کاری از دستم برنمی آید برای جبران این خطا. انتظار بخشش از شما انتظار زیادی است . می دانم.
دوم: من حالم خوبه ( زیادی خوبم! ) . محمد هم خوبه. زن وبچه هایش هم خوبند. ( خداروشکر )
سوم: وبلاگ را پنج شنبه ای حذف کردم که ویران و درمانده بودم. ولی حرکتم یک حرکت حسی و عاطفی نبود. دلیل حذف وبلاگ را – اجازه بدهید که – بماند پیش من و پروردگارم.
چهارم: دلم برای وبلاگم تنگ شده. دلم برای نوشتن تنگ شده ( من مرض نوشتن دارم آخه) . دلم می خواست از روزهایم برایتان می نوستم ...از روزهای گرم تابستان امسال...از محمد...خودم...و شما حرص می خوردید که محمد چرا هیچ کاری نمی کنه و چرا اینقدر ذلیله !
پنجم: پشیمان نیستم. برای یکی از دوستان با ایمیل توضیح دادم که هر روز چطور موقع تایپ کردن دستم می لرزید و دلم تاپ تاپ می زد که " مریم فردای روزگار چه جوری می خواهی جواب خدا را بدهی " ...
راستش دوست نداشتم مروج این نوع رابطه باشم...اشاعه دهنده و توجیه کننده این جور رابطه باشم. شرایط زندگی من – به دلیل شرایط بدو تولدم – خاص بود و هست ولی این مطلب احتمالا لابلای خاطراتم گم می شود و خواننده فراموش می کند . این جور رابطه ها – حتی هنوز هم – برای من قابل هضم و پذیرش نیست و هیچ توجیهی مقبولش نمی کند ولی عملا داشتم این مدل رابطه را با توضیح و تشریح فراوان می نوشتم و می نوشتم و ... گاهی – میانه راه – فکر می کردم برگردم و همه پست ها را رمز دار بنویسم که به نظرم کار صحیحی نمی آمد ( و نمی آید) . بدترین لحظه ها و سخترین روزهای وبلاگ نویسی من وقتی بود که می دیدم کامنتی دارم با این وصف: " سلام مریم خانم. من با اینکه چند روز دیگر کنکور دارم بی وقفه دارم وبلاگ شما را می خوانم..." اینجور کامنتها آتشم می زدند...خیلی از خوانندگان من حتی دبیرستانی بودند. واقعا نمی توانستم خودم را ببخشم.
البته این مساله دلیل حذف وبلاگ نبود ولی الان دیگه همچین عذاب وجدانی ندارم.
ششم: شاید وقتی دیگر...شاید وبلاگی دیگر....
هفتم: تا آن وقت این ای میل شخصی من است: maryam.afrs@gmail.com
هشتم: در پناه حق باشید و باز هم پوزش من را بپذیرید.
مریم.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

با عرض معذرت

چهارشنبه 29 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 11:15 ق.ظ

دوستان ببخشید!  من نمیدونستم تایید نظرات بصورت پیش فرضه! 

من نه هکر وبلاگ مریم عزیز هستم نه خودش. وقتی دیدم هرکاری میکنم وبلاگ شناسایی نمیشه دوباره ساختمش که ببینم با همون نام ساخته میشه یا نه.. که متاسفانه شد و مطمئن شدم وبلاگ مریم حذف شده. 

 

ای کاش از خودت خبر بدی مریم جون. حداقل ایمیلت رو بذار برام.   

 

(ن.م)(دوقلو) ! 

 

_

دوستانی که تمایل دارند خصوصی پیام بدهند کنار صفحه نوشته شده "تماس با من" از اون قسمت استفاده کنند لطفا........ کامنتها تاییدی نیست و بمحض فرستادن نمایش داده میشه

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

کسی از مریم خبر داره؟!

سه‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 07:10 ب.ظ

سلام 

دوستانی که به وبلاگ مریم سر میزدید چرا وبلاگش حذف شد؟ چه اتفاقی افتاد؟ اون وبلاگ خیلی براش ارزشمند بود چی شد که رفت و هیچ اثری از خودش نذاشت؟! 

 

کسی هست که ازش خبر یا راه تماسی داشته باشه؟  

 

چند روزه در عجب موندم !

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo